سلام دوستای عزیزم......
از همتون ممنونم بخاطر همراهیتون و نظرات زیباتون......
این وبمون رو میخوایم تعطیل کنیم ولی یه وب دیگه تو بلگفا ایجاد کردیم ینم ادرسشه تشریف بیارید و البته لینک لوکس بلاگمون رو بحذفید و بااین ادرس جدیدمون مارو بلینکید..

دوستدار شما نیوشا و رانا
فیلم جالبیه اگه میخواین از اینترنت بگیرین کره ایش رو بگیرین
وااااااااااایییییییی


![]()



![]()
پسر مو زرده تو گروه ss501 
سلام غنچه های باغ زندگی....
میخواستم براتون همون عکسی رو که گفته بودم خیلی منو جلب کرده بزارم
نمیدونم شماهم خوشتون بیاد ازش یانه ولی من شیفتش شدم!!

چه گربه ش ملوسه وای وای من همیشه عاشق همچین گربه هایی بودم.......
ولی امان از دست پدر مادرا که میگن گربه حرومهههههه سگ حرومههههههه دختر مگه تو نماز نمیخونی اخه موجود به این ملوسی
چجوری حرومه ای خدا
سلام دوستان..من امروز اصلا سرحال نیستم راستشو بخواین چن روزیه اینجوریم![]()
خودمم نمیدونم چمه
اگه تو این اپم بهتون فاز منفی میدم خودتون یه جوری تحمل کنید یعنی جوری شدم که نه حال و حوصله کسی دارم نه خونه فامیل میرم نه جواب تک یا حتی اس میدم که خالم از دستم دلخور شد و به ابجیم گفت بهم بگه واسه چی جواب اساشو نمیدم منم گفتم بهش بگو شارز ندارم.....
اونم گفت من از دیروز پریروز واست اس میدادم تو جواب نمیدادی راستشو بگو چت شده
(اخه من تاحالا سابقه نداشته2 روز گوشیم شارز نداشته باشه)
منم حوصله نداشتم جواب ندادم که خواهرم خودش به خاله فری(من بهش میگم فری)گفت اثرات رمانه بدبخت مخش هنگیده
جواب هیچکیو نمیده!!!!!!!!
حالا منم اعصابم خورد چپ چپ نگاش کردم که اون نمیدونم فری چی بهش میگفت که میخندیدو هی بهم با
حالت مسخره نگاه میکرد و شکلک در می اورد.......
بعدا جریان رو فهمیدم که فری بهش میگفته نکنه عاشق شده
منم با خشم بهش گفتم نخیر خانم من حالا حالاها نمیخوام خودمو درگیر این چیزا کنم اونم گفت شاید واقعا باشی مگه کسی از دلت خبر داره منم از لجش رفتم سی دی هاشو شکوندم سی دی هایی که خیلی دوسشون داشت(مهمترینشم سی دی highlight بود)قیافه خواهرم دیدنی شده بود
حالا نوبت من بود که روش بخندم![]()
راستی اینو بگم که فقط جواب کامنتارو دادم و حوصله نیوشاجون رو داشتم چون فقط اونه که میتونه درکم کنه و خالم که هروقت مشکلی دارم بهش میگم و اونم بهترین راه حل رو میده ولی نمیدونم چرااینبار حوصله اونم نداشتم و فقط بانیوشا میخندیدم...........
امروزم عموم اینا مهمونمون بودن و فرداشبم افطار دعوتن البته فک کنم ابجیم(نیوشا خون اشام)همه خبرارو تو وبش گفته باشه.........امشبم که خونه مامانبزرگم دعوت بودیم که همونجور که به عرضتون رسیوندم من خونه فامیل این چن روزا حوصلم نیس برم اونجاهم نرفتم و یه خورده بخاطر پسرخالمم بود که نرفتم اخه زیاد ازش خوشم نمیاد....خلاصه مامیم زودتررفت که کمک کنه بعد زنگید که خواهرم بره اونم زیاد خوشش نمیومد ولی ازاونجایی که همش به فکر شکمشه وبه هیچی بیشتراز شکم واموندش اهمیت نمیده رفت و منم برعکس ابجیم زیادمیل نداشتم و یه چیز جزئی خوردم حالا خواهرم اومده میگه کاشکی اونجابودی و میدیدی من تا تلویزیون گفت ال.....هنوز الله تموم نشده بود که منم گفتم اووووووووم...اگه به وب خودش برین بیشتر میدونین که چه جوری خورده...خب بگذریم
ولی حالا حالم بهتر شدو واسه همینم اومدم به شما یه سری بزنم و حال و احوالی بپرسم
ولی هنوز یه کم کسلم گفتم بیام و خودمو خالی کنم شاید خدا خواس و ماهم از این حالت دراومدیم.......
ولی یه کوچولو هنوز اعصاب کسی رو ندارم...!!!
اخ اخ یادم رفت به خالم اس اشتی بدم و از دلش دربیارم من رفتم
راستی ممنون که به مزخرفاتم گوش دادین ولی بهم بگین تاحالااینجوری شدید یا نه
چون میخوام بدونم اگه سابقه نداشتید تا برم خودمو دوا درمونی چیزی بکنم خلاصه خبرم کنید
bye bye
شلاام به همه
میخوام براتون چندتا عکس از گروه ss501بزارم
نمیدونم شما هم مث من ورانا جون خوشتون بیاد یا نیاد ولی به میل خودم براتون میزارم
وراستی ss501معنای به خصوصی دارد:(sاول به معنای sunوsدوم به معنایsingerو501 یعنی 5روح در یک بدن ویا همه انها یک هدف دارند





![]()


سلام به همه من اومدم
خب وقتی دیدم رانا جون شعرشو نوشته منم گفتم پس منم شعرمو بزارم تو وبمون
واز شما میخوام اگه شعرم مشکل داشت به من بگیدلطفا
البته یه شعر دیگه هم نوشتم وقتی کامل کاملش کردم اونم میزارم
وراستی این رو ما (من ورانا)دوتا خوندیم ولی اینم مث اون تو وبمون پخش نمیشه
والبته اونی رو که خوندیم جمع بستسم
![]()
![]()
چند روزپیش یکی رو دیدم با چشمای بسته که به همه میگفت:(خدا دلشو شکسته) چرا اون همچین فکری کرده؟؟؟؟؟؟؟؟رفتم بهش گفتم :(شاید خدا یه درو ببنده اما پشتش در دیگه ای باز میکنه )!!!!!! اون به من گفت :(خیلیا این حرفو زدن منم به این حرف ایمان اورده بودم اما هرچی نشستم هیچ دری به روم باز نشد )بهش گفتم:(میتونی دوباره به این حرف ایمان بیاری ودوباره منتظر بشی)ما اینو که گفتم زود رفتیم اما دیروز اون مردو دیدیم که با چشمای باز را میرفت رفتم نزدیکش و بهش گفتم :(حالا دیدی خدا اگه یه درو ببنده یه در دیگه ای رو باز میکنه اما حالا جواب منو بده!!!!!!اون موقع خدا دلت رو شکسته بود یا الان که چشمات باز ؟؟؟؟؟؟؟)گفت:(الان که چشمام باز احساس بدی دارم !!!!!!!!!!!کاش چشمام بازم بسته بودتا این همه ادمای ناراحت وفقیروادمایکثیف رو نمیدیدم)من هنوز برام سواله؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا میگفت :(خدا دلشو شکسته)یعنی فقط (فقد)به خاطراینکه چشماش نمیدید؟!؟!؟!؟!؟!
خب دیگه منم بعد از اون موقع به این حرف ایمان اوردم
(اگه خدا یه درو ببنده پشتش در دیگه ای رو باز میکنه)
این شعررو از خودم در وکردم میدونم خوب نیست ولی به عنوان اولین شعرخوبه من اینو خوندم ولی هرکاری کردم تو وبمون پخش نشد خودتون به صورت رپ بخونیدش درضمن دوست دارم نظرواقعی تون رو بگید من ناراحت نمیشم
میخوایم تو قانون ما حقوق ماباپسرا یکی بشه چراهرجا میخوایم بریم اجازه نداریم چرا؟؟؟
چون دختریم مگه دختراچیشون از پسرا کمه؟! مگه دخترا حق زندگی ندارن چرا نمیشه ماها هم بادوستامون بریم سراغ عشق و حال اینایی رو که بهتون گفتم ماها میبینیم تو رویا یه رویایی که همیشه رویاست ولی خیلی هارو دیدم که واسه همین موضوع دست زدن به دار موزون اخه چرا بایداینا بمیرن چون ازاین زندگی فلاکتی خسته شدن اره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میدونم بعد این شعرمون کلی میخندین چون درد مارو به دروغ میبندین
نمیدونم همه چی میگن به این شعر ولی...... هرجورباشه اینادرد ماست باید درکش کنی تا بفهمی چه زجری داریم ما
حالا اینارو بیخیال درد ماکه یکی نی...
ما جرعت تنها راه رفتنو نداریم میگی چرانداریم میگم چون پسرا نمیتونن بدون کاری از کنار مارد شن مااینارو به دودلیل میگیم یکی واسه اینکه خودمونو خالی کنیم یکی دیگشم واسه مردم که بدونن اگه یه وقت دیدن دختره ساعت یک ونیم نصفه شب تو پارکه و علاف نگین دختره فراری و خرابه اول فکرکنین که چرا فرار کرده خب فکرکردن نداره که همین شعررو اگه خوب گوش بدین و درکش کنین میدونین که واسه همین قانون مسخره فرار کرده...
نمیدونم چرا مرکب خودکارم بند نمیاد شاید...اونم فهمیده این درد مارو واسه همین اونم میخواد خودشوخالی کنه باگریه هاش!!!!!!!!نمیدونم این قانون رو کی به وجود اورده فقط میدونم فکر کرده این به صلاح ماست ولی نمیدونه که این قانون باعث پلاچی ماست!!!!!
سلام دوستای خوبم
یه عکسی بود که هرکاری کردم نتونستم واستون بزارم خیلی منو جلب کرده بود دوست داشتم شماهم ببینیدش ولی نشدبه خاطر شماهم که شده یه جوری پستش میکنم
امیدوارم ماه رمضان رو خوب سپری کنید منکه اصلا احساس گشنگی و تشنگی نمیکنم یا با نیوشا حرف میزنم روزایی هم که کلاس دارم باکلاس سرگرم میشم راستی اگه کسی رفته گیتار کلاسیک بهم خبربده
یا رمان میخونم یا میام به وبمونو به کامنتا سر میزنم شبم که تااذون صبح بیدارم بعد میخوابم تا چهار چهارو نیم 
خلاصه ما رمضونم حال و هوایی داره منکه خیلی دوسش دارم
امیدوارم شماهم مث من باماه رمضون مشکلی نداشته باشین
خب اجیمم داره غرمیزنه اعصابمو توهم کرد نمیزاره دوکلوم با شما حرف بزنم هی میگه نوبت منه نوبته منه اخه مگه کامپیوترم نوبتیه باشه سرمو خوردی الان میرم
بای بای
سلااام
پشاپیش فرا رسیدن ماه مبارک رمضان به همتون تبریک میگم
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری وبهترین ماه سال است.واژه رمضان از ریشه ((رمض))وبر معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
ما دوتا 7ساله باهم دوستیم اونم چه دوستی خدایییش اگه یه روز همدیگرو نبینیم یا صدای همو نشنویم اینجوری میشیم
ولی تاحالا سابقه نداشته خلاصه بهتون بگم که خیلی به هم وابسته ایم وای منکه از الان توفکر روزی م که ازهم باید جدا بشیم
خدایا خودت کمکمون کن...
از دوستای گلی که واسه ما نظر میذارن جاداره تشکر کنم مخصوصا کسایی که وقتی مشکلی چیزی تو وبمون میبینن بهمون میگن و واقعا به بهتر شدن سایتمون کمک میکنن![]()
مرسی
سلامی تازه
پستهایی رو که میخوایم بزاریم قبلا خیلیهاتون تو وبلاگ قبلیمون خوندید ولی برای کسایی میذاریم که میخوان باما تازه اشنا بشن...
اسم:رانا
لقب:انتقام
سال تولد:1371
رنگ موردعلاقه:صورتی
رشته تحصیلی:معماری
سرگرمی:کلاس گیتار-وبگردی
خصوصیات اخلاقی:باهوش-فوق العاده کنجکاو-فضوووووووول-دل نازک-باوفابه دوست-عاشق اردک کوچولوی مشکی
اسم:نیوشا
لقب:ویرانگر
سال تولد:1371
رنگ مورد علاقه:سفیدومشکی
رشته تحصیلی:معماری
سرگرمی:کلاس گیتار-وبگردی
خصوصیات اخلاقی:حساس-جیغ جیغو-لوس-ترسو-فضوووووول-کنجکاو-عاشق سگ و سنجاب
صفحه قبل 1 صفحه بعد





































آمار
وبلاگ:
